آتش زنی به جانم و کبریت می شوی خونریز همچو زاده ی تکريت می شوی ناچار ، می شود دل ميكا ورق ورق گاهی که سخت مثل گرانیت می شوی حالا دقیقه ها همه یک عمر آدمند وقتی تو ساعتی ز کوارتزیت می شوی بندیکتی ز پاپ شدن اجتناب کرد ای ژان پل فقید چرا خیط می شوی بام دلم هنوز تو را چکه می کند ای سقف کاهگل که یونولیت می شوی من امتداد لحظه ی بارانی توام برگرد از احتمال که لیمیت می شوی چشمان من اگر تو نبودی نداشت سو ای روغن چراغ که در پیت می شوی شیرین تر از تو یافت نشد در
برچسب:
نویسنده: سجاد بهرامی
تاريخ: يکشنبه
26 شهريور
1402 ساعت: 18:39