ورق پاره ی تقدیر

خرید بک لینک
مو ایبارم خطا کردوم ؟ نکردوم وِ عهد تو وفا کردوم ؟ نکردوم تو با مو با وفـــا بیدی ؟ نبیدی مو وا تو خوو تا کردوم ؟ نکردوم تو آلبرده همش پشتت به ما بی مو به تو اعتنا کردوم ؟ نکردوم تو سی دیدار مو کاری نکردی مو سیت شال و قبا کردوم ؟ نکردوم تو مانَه دائماً نفرین اِکردی مونم سی تو دعا کردوم ؟ نکردوم وِ دام ترنه هات دل ایگروسید مو دردته دوا کردوم ؟ نکردوم تو یکبارم نکِردی بُنگ ایما مونم هیچت صدا کردوم ؟ نکردوم عروسی کِردی و بِرنَو حقت بید مو جشنته عزا کردوم ؟ ورق پاره ی تقدیر...

ما را در سایت ورق پاره ی تقدیر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 33 تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 18:39

ای دسته گل محمدی ، عشق ! در شهر دلم خوش آمدی ، عشق ! گفتم که فرشته ی نجاتی خود را چه قشنگ جا زدی عشق ! دل را دگری به خون کشید و تو تیر خلاص را زدی عشق ! تکفیری اگر تو را ببیند گردن زندت که مرتدی عشق ! شاید تو ضرورت وجودی شاید که نه ، اصل بایدی عشق ! داروی تمام دردها نه خود زخم عمیق ممتدی عشق ! هر چند که خوبی ات زیاد است بسیار بدی ، بدی ، بدی عشق ! ورق پاره ی تقدیر...

ما را در سایت ورق پاره ی تقدیر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 27 تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 18:39

خسته ایم 12.4.88 جويندگان چشم سياهت چه مي كنند ؟ آشفتگان طرز نگاهت چه مي كنند ؟ دلدادگان منتظرت در چه حالتند ؟ بي طاقتان چشم براهت چه مي كنند ؟ غمخوارگان زلف پريشت چه مي خورند ؟ ديوانگان صورت ماهت چه مي كنند ؟ بينندگان روي تو واله نمي شوند ؟ با آن نماد حسن و ملاحت چه مي كنند ؟ دور از بهشت عدن كه آغوش گرم توست اين بندگان غرق گناهت چه مي كنند ؟ يك گوشه آرميده و كاري نمي كني در حسرت تو كفش و كلاهت چه مي كنند ؟ ما نيزه دار منتظر لشكر توايم باري بپرس بي تو ورق پاره ی تقدیر...

ما را در سایت ورق پاره ی تقدیر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 31 تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 18:39

رو به آن تصویر سربرگ مجازی می کنم دل به این اندک نشان از دوست راضی می کنم آن که از تمکین به خوابم هم نمی آید دگر روز و شب ها با خیالش عشقبازی می کنم ورق پاره ی تقدیر...

ما را در سایت ورق پاره ی تقدیر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 31 تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 18:39

روزهاي در غربت ، روزهاي همچون شام فصل سرد تنهايي ، مانده يك نفر ناكام شد روانه تا غربت ، اين اسير وامانده در وطن تو ماندي و ، آن جماعت بدنام اين طرف منم بي دل ، خون دل خوري تنها آن طرف تويي دلبر ، بي وفاي خون آشام شهد و شكر غربت ، حنظل است و د.د.ت حلقه هاي گيسويش ، دار و حلقه ي اعدام فكر تاختن بر تو ، يك خيال باطل بود واز تو بهره ور گشتن ، كودتاي نافرجام هر كسي كه شد همره ، با تو ، قصد غارت داشت از حراميان بودند ، زايران بي احرام با غم تو خو كردم ، با تمام ورق پاره ی تقدیر...

ما را در سایت ورق پاره ی تقدیر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 31 تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 18:39

صفحه بندی