
بشنو ای همیشه خوب ، این سرود آخرین در سطور مبهمش ، درد و داغ من ببین در کنار پنجره ، این قلم که می خزد کاغذی سیاه شعر ، طعم تلخ کافئین روز ابری خزان ، بادهای بی قرار عاشقی رها شده در خرابی زمین عاشقی به نام من – بی رفیق و بی وطن کار من مسافرت ؛ بار من به روی زین می نویسم از تو باز ؛ از تو ای غریبه خو ای دلم قباله ات ؛ ای نگار نازنین رفته ای و نیستی ؛ گو که یار کیستی ؟ من نشسته ام غمین ؛ با که ای تو همنشین ؟ این دو سال و چند روز ، روز نه - که قرن غم هر طرف...
ادامه مطلب